https://www.youtube.com/watch?v=SXt5KgWTMnE
و باز هم به این می اندیشم که:
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت / باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
غذا جلویم است ولی میل غذا خوردن ندارم و در اندیشه فرو رفته ام.
به راستی ای کاش این غم هیچگاه با هیچکداممان همراه نمی شد ... ولی یا رب ... حال غم و اندوه خود کجا بریم؟
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده!
گفتم: ماهی خریده بودم
گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمیده
گفتم: هر چیزی موقع مرگ بوی اون جایی رو میده که دلتنگشه
گفت: من بمیرم بوی تو رو میدم... «سیامک تقی زاده»
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده!
گفتم: ماهی خریده بودم
گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمیده
گفتم: هر چیزی موقع مرگ بوی اون جایی رو میده که دلتنگشه
گفت: من بمیرم بوی تو رو میدم... «سیامک تقی زاده»
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
که مادری پیکر فرزند شهیدش را
در آغوش می کشد
مثل یک زندانی که حکم حبس ابد می گیرد
یا آن لحظه هایی که می دانم ...
زندگی را گاهی باید مرد
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
پخش نمی شود دگر آنچه تو می پراکنی ...
ترسم چو بازگردی ار دست رفته باشم
وز رفتنی نبینی بر گور من گیاهی ...
که از بهار تقویم می ماند و از من ...
از من ...
از من ...
از من ...
استخوان هایی که روزگاری تو را دوست داشتند ...
روزگاری ...
روزگاری ...
آن روز ها در تهران ...
یاد باد آن روزگاران ...
در تهران ...
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
نارنج دزفول
لهجه ی غلیظ همشهری هایم
لیمو ترش سر سفره
صدای کولر گازی
صدای مادرم را
حضور پدرم را
خنده ی خواهرم را
نذری مادربزرگ را
زندگی باید کرد ...
خوزستانم را کجا جاگذاشته ام؟
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
چه نشدنی هایی که شدنی شدند ...
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
و این من، در آینه مظلوم ترین را می بینم که آرزو می کند کاش قبل ترها خودخواهتر بود.
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
او همیشه بهترین دوست من بوده است.
برچسب: بهترین دوست,بهترین دوست کیست,بهترین دوستم,بهترین دوستان,بهترین دوست تهی,بهترین دوست دختر,بهترین دوست از تهی,بهترین دوست کبد,بهترين دوستم,بهترین دوست پسر,
نویسنده: علی احمدی
برچسب: شعر عاشقانه,شعر غزل,شعر,شعر عن الحب,شعر حب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر مولانا,شعر نزار قباني,
نویسنده: علی احمدی
برچسب: خاطره اسدی,خاطرة,خاطره حاتمی,خاطره پروانه,خاطره ها,خاطره به انگلیسی,خاطره,خاطرة قصيرة,خاطره ختنه,خاطره چت,
نویسنده: علی احمدی
اسکیمو ها برای شکار گرگ چند لایه خون را روی چاقویی منجمد می کنند و آن را در زمین فرو می کنند. گرگ وقتی چاقو را پیدا می کند، شروع به لیس زدن آن می کند. با این کار زبانش پاره می شود و خون بیشتری جاری می گردد و این عطش گرگ را بیشتر می کند. این شهوت خون نهایتا منجر به مرگ گرگ می شود.
شهوات انسان نیز اگر جسم او را نمیراند، هویت او را حتما به هیچ می رساند...
برچسب:
نویسنده: علی احمدی
حال سوال این است که تحمیل وجود به انسانی دیگر (بچه دار شدن)، صرف برطرف کردن بعضی نیاز های خود، ظلم نیست؟
برچسب:
نویسنده: علی احمدی